حکمت مطهر_سراج

قرآن.معارف اسلامی.عربی وبسیج

"علی شخصيت دو نيروئی"
 

ما در تاريخ می‏ خوانيم كه سال ها بلكه قرن ها پس از مرگ علی افرادی با جان از ناوك دشمنانش استقبال می ‏كنند. از جمله مجذوبين و شيفتگان علی، ميثم تمار را می‏ بينيم كه بيست سال‏ پس از شهادت مولی بر سر چوبه دار از علی و فضائل و سجايای انسانی او سخن می‏ گويد. در آن ايامی كه سرتاسر مملكت اسلامی در خفقان فرو رفته، تمام آزادي ها كشته شده و نفس ها در سينه زندانی شده است و سكوتی مرگبار همچون غبار مرگ بر چهره‏ ها نشسته است، او از بالای دار فرياد بر می‏ آورد كه بيائيد از علی برايتان بگويم. مردم از اطراف برای شنيدن سخنان ميثم‏ هجوم آوردند.

 

حكومت قداره‏ بند اموی كه منافع خود را در خطر می‏ بيند دستور می‏ دهد كه بر دهانش لجام زدند و پس از چند روزی هم به حياتش خاتمه‏ دادند. تاريخ از اين قبيل شيفتگان برای علی بسيار سراغ دارد. اين جذبه‏ ها اختصاصی به عصری دون عصری ندارد. در تمام اعصار جلوه‏ هائی‏ از آن جذبه‏ های نيرومند می‏ بينيم كه سخت كارگر افتاده است. مردی است به نام ابن سكيت. از علما و بزرگان ادب عربی است و هنوز هم در رديف صاحب نظران زبان عرب مانند سيبويه و ديگران نامش برده می‏ شود. 

 

اين مرد در دوران خلافت متوكل عباسی می‏ زيسته - در حدود دويست سال بعد از شهادت علی - در دستگاه متوكل متهم بود كه شيعه است اما چون بسيار فاضل و برجسته بود متوكل او را به عنوان معلم فرزندانش انتخاب كرد. يك روز كه بچه‏ های متوكل به‏ حضورش آمدند و ابن سكيت هم حاضر بود و ظاهراً در آن روز امتحانی هم از آنها به عمل آمده بود و خوب از عهده برآمده بودند متوكل ضمن اظهار رضايت از ابن سكيت و شايد [ به خاطر ] سابقه ذهنی كه از او داشت كه‏ شنيده بود تمايل به تشيع دارد، از ابن سكيت پرسيد اين دوتا ( دو فرزندش ) پيش تو محبوب ترند يا حسن و حسين فرزندان علی؟ ابن سكيت از اين جمله و از اين مقايسه سخت برآشفت. خونش به جوش‏ آمد. با خود گفت كار اين مرد مغرور به جائی رسيده است كه فرزندان خود را با حسن و حسين مقايسه می‏ كند! اين تقصير من است كه تعليم آنها را بر عهده گرفته‏ ام. در جواب متوكل گفت:« به خدا قسم قنبر غلام علی به مراتب از اين دوتا و از پدرشان نزد من‏ محبوتر است. »

 

متوكل فی المجلس دستور داد زبان ابن سكيت را از پشت گردنش درآورند. تاريخ افراد سر از پا نشناخته زيادی را می‏ شناسد كه بی‏ اختيار جان خود را در راه مهر علی فدا كرده ‏اند. اين جاذبه را در كجا می‏ توان يافت؟ گمان‏ نمی‏ رود در جهان نظيری داشته باشد. علی به همين شدت دشمنان سرسخت دارد، دشمنانی كه از نام او به خود می‏ پيچيدند. علی از صورت يك فرد بيرون است و به صورت يك مكتب موجود است، و به همين جهت گروهی را به سوی خود می‏ كشد و گروهی را از خود طرد می‏ نمايد. آری علی شخصيت دو نيروئی‏ است.

 

 

 

 

[ پنجشنبه دهم اردیبهشت ۱۳۹۴ ] [ 9:50 ] [ حسین غلام نژاد سراجی ]

[ ]

روزمعلم

[ پنجشنبه دهم اردیبهشت ۱۳۹۴ ] [ 9:44 ] [ حسین غلام نژاد سراجی ]

[ ]

نقش معلم
معلم براوج جانها خط دانش وایمان می نگارد ودرضمیرپاک دانش آموزان نقش فطرت را برجسته ترمی سازد وبا خامه تعلیم جامه تربیت براندام روحشان می پوشاند وباکاشتن بذرعفاف وصداقت وتعهد دردلها ارزش فوق مادی می آفریند.

                                                      

[ پنجشنبه دهم اردیبهشت ۱۳۹۴ ] [ 9:31 ] [ حسین غلام نژاد سراجی ]

[ ]

مقام معلم
اى تو مرا نادره آموزگار، افسر زرین به سر روزگار،روشنى جان من از جان توست خنده من از لب خندان توست.

معلمى سوختن است، سوختنى كه مى‏سوزد ولى نمى‏سوزاند، هدایت مى‏كند و گمراه نمى‏سازد، آتش درونش برد است و سلام،و دود او همچون عود،و رایحه‏اش جهانگیر. معلم چراغ هدایت و كشتى نجات است. معلم راهنماى خوبى‏ها و نیكى‏ها و هدایتگر و بیدار كننده است. معلمى، همان‏گونه كه معلم پیر انقلاب ‏رحمه الله فرموده، شغل انبیاست وامت‏ سرگردان را از وادى جهل و ضلالت ‏به سر منزل هدایت و سعادت و از دریاى پر تلاطم فساد و انحراف به ساحل امیدبخش نجات و نیكبختى مى‏رساند. سرنوشت جوامع بشرى مرهون سعى و تلاش آموزگاران و معلمان است. معلم بود كه معاویه پسر یزید بن معاویه را آن چنان تربیت كرد كه به یكباره راه و رسم غلط و ظالمانه پدرش را كنار گذاشت و در سلك عابدان و زاهدان و هدایت‏ یافتگان درآمد. همین معلمان بودند كه مصلحان بزرگى چون امام خمینى (‏ره)، شهید مطهرى(‏ره)و شهید بهشتى‏(ره) به جامعه تقدیم كردند؛بزرگانى كه هر كدام منشا خیرات و بركاتى براى مسلمانان شدند.

در قدرت و توان هیچ ‏كس نیست كه مقام و ارزش معلم را برشمارد. چنان‏ كه هیچ كس را یاراى آن نیست كه فعل ایزد بستاید و یا نقش عظیم رسولان الهى را بر كاغذ بنشاند.

از اینرو، خداوند متعال نسبت ‏به شأن و مقام عالم و متعلم عنایت‏ خاصى مبذول داشته و آنان را بر سایر طبقات ممتاز ساخته است. او به شخصیت آنان ارج نهاده و براى آنان امتیاز ویژه‏اى قائل شده است.

پروردگار عالم، دانش و معرفت را از لحاظ شرافت و ارزش در اوج همه مراتب و مقامات قرار داد و بر آدم ابوالبشرعلیه‏السلام منت نهاد؛ «وَ عَلَّمَ آدَمَ السماءَ كُلَّها...» (بقره/31) در اولین سوره‏اى هم كه بر پیامبر خاتمش ‏صلى الله علیه وآله فرو مى‏فرستد ارزش نعمت علم و دانش را بازگو مى‏نماید و خود را اول معلم عالم وجود قلمداد مى‏كند: « إقرَا وَ رَبُّكَ الاكرَم الذّی عَلَّمَ بِالْقَلَم ، عَلَّمَ الانسان ما لَم یَعلَم .» (علق/3- 4- 5) در برخى دیگر از آیات كتاب متین خود نیز به صراحت، برترى معلمان را بر سایر خلق برمى‏شمارد و آنان را بر تارك تمامى طبقات مردم قرار مى‏دهد؛ «... قُل هَل یَسَتوی الذینَ یَعلَمونَ و الذین لایَعلَمُون إنَما یَتَذَكَّرُ اُولُوا الالْباب.» (زمر/9) در زمینه اهمیت كار معلمى همین بس كه او فرمود: «...مَناحیاها فَكانَّما احیَا الناسَ جمیعا ...» (مائده/ 32) ؛ هر كس نفسى را زنده كندبهواقع، تمام جهانیان را زنده گردانیده است (با توجه به اینكه زنده كردن روح و دل آدمى به علم و دانش برتر از زندگى بخشیدن به بدن مادى است.) و همین افتخار براى معلم بس كه اگر تا قیامت‏بدان مباهات كند برازنده اوست.

در میان احادیث پیامبر اكرم و ائمه اطهارعلیهم ‏السلام روایات مربوط به ارزش و اعتبار علم و عالم و متعلم به قدرى فراوان است كه احصاى تمامى آنها نزدیك به محال مى‏نماید. پیامبر گرامى اسلام‏ صلى الله علیه وآله مى‏فرمایند:" تمامى جنبندگان روى زمین و ماهیان دریا و هر موجود زنده‏اى در فضا و همه اهل آسمان و زمین براى معلمى كه نیكى به مردم بیاموزد طلب آمرزش مى‏كنند. دانشمند و دانشجو در پاداش با یكدیگر برابرند و در روز قیامت ‏بدین سبب، بسان دو اسب مسابقه با یكدیگر به رقابت مى‏پردازند." (1)

پیشواى سوم مكتب ما وقتى معلمى سوره حمد به فرزند دلبندش مى‏آموزد به پاس احترام و قدردانى از معلم، هزار دینار و هزار حله به او مى‏بخشد، دهان او را نیز پر از درّ مى‏گرداند. وقتى برخى از كوته ‏نظران بر او خرده مى‏گیرند كه چرا چنین كردى، مى‏فرماید:"این پاداش (بى‏مقدار) كجا و ارزش واقعى تلاش و آموزش او كجا؟(2) "

بى‏سبب نیست كه معلم پیر انقلاب، امام راحل‏قدس سره، در شان معلم مى‏فرماید: «مقام معلم مقام والایى است، مقامى بالاتر از مقام معلم نیست.»(3)

مقام رهبری نیز در این باره مى‏فرمایند: «واژه معلم... جزو واژه‏هاى مقدس است. در جامعه ما، كه اساس در تعلیم و تزكیه و تربیت قشرهاى گوناگون است، معلم مقام ویژه‏اى دارد.» (4)

همیشه روزگار از بدو خلقت و حتى پیش از آن، تا خدا بوده و هست معلم بوده و هست و هر روز، روز معلم است، اما در انقلاب عزیز ما، این روز، مصادف با سال روز شهادت پاره تن امام راحل ‏قدس سره، شهید مرتضى ‏مطهرى ‏رحمه الله است؛ همو كه خلعت معلمى بر قامت رسایش برازنده ‏بود و علاوه بر برخوردارى از «مداد العلماء» با نثار خون خویش مصداق «دماء الشهداء» نیز گردید و از دو ویژگى علم و شهادت بهره ‏مند شد. یاد او و تمامى معلمان راستین بشریت گرامى باد.

پی نوشتها:

1-بحارالانوار ، ج 2، ص‏17.

2-بحارالانوار ، ج 44، ص‏19.

3-پیام 20/2/58.

4-دیدگاهها ، سیدعلى خامنه‏ اى ، ص 2.

[ چهارشنبه نهم اردیبهشت ۱۳۹۴ ] [ 11:40 ] [ حسین غلام نژاد سراجی ]

[ ]

وصیت نامه الهی سیاسی امام خمینی درباره امام علی(ع)به مناسبت میلادآن امام همام
(مامفتخریم که پیرومذهبی هستیم که رسول خداموسس آن به امرخداوند متعال بوده وامیرالمومنین(ع)_علی بن ابیطالب_ این بنده رها شده ازتمام قیود مامور رها کردن بشر ازتمام اغلال وبردگی هاست.)

[ چهارشنبه نهم اردیبهشت ۱۳۹۴ ] [ 11:20 ] [ حسین غلام نژاد سراجی ]

[ ]

معلم شهید
 

12 ارديبهشت هر سال به سوگ بزرگ مردي مي‌نشينيم كه چهره اسلام را طهارت بخشيد و «مطهري» نام گرفت. مطهري كه بود و چه ويژگي‌هايي داشت كه او را به اين قدر و منزلت رساند مگر نه اين است كه جوان امروز ما نياز به الگو دارد.

مطهري، الگويي است كه هم‌اكنون نيز حضوري تابنده و گويا دارد. هنوز صداي رساي او در گوش دل پاك مردان طنين مي‌اندازد.

درس‌هاي عاشورايي‌اش در حسينيه‌ها هنوز به گوش مي‌رسد و خروش انقلابي‌اش در سرتاسر كشور روشنگر و هدايت‌آفرين است.

او را بهتر بشناسيم:

مرتضي مطهري در سيزدهم بهمن‌ماه سال 1298 هجري شمسي در خانواده اي مذهبي در شهر فريمان خراسان ديده به جهان گشود. پس از گذراندن دروس مكتبي، وارد حوزه علميه مشهد شد. مدت‌ها بعد نيز وارد حوزه علميه قم شد و از محضر بزرگان و نام‌آوران حوزه علميه قم به ويژه حضرات آيات بروجردي، حضرت امام خميني، علامه سيدمحمدحسين طباطبايي، حاج‌ميرزا علي‌آقا شيرازي، محمد حجت، سيدمحمد محقق داماد و... بهره‌ها برد.

استاد مطهري به دليل آگاهي كامل از مسايل فرهنگي و اجتماعي و نيز مقتضيات زمانه خود بي‌گمان از محدود شيعيان بيدار اوايل انقلاب محسوب مي‌شد كه قلم و انديشه‌اش را به عنوان سلاحي در جهت دفاع از اسلام ناب محمدي عليه تمامي دگرانديشان و منافق پيشگان به كار برد. و معتقد بود كه بشر امروزي براي رهانيدن خود از گرداب بي‌هويتي وادادگي‌هاي فرهنگي، اجتماعي و سياسي بايد با معارف ناب اسلام آشنا شود. از همين رو كه دغدغه‌ اول و آخرش عمل به دستورات اسلام در سطح جامعه بود پس از پيروزي انقلاب اسلامي همدوش با ساير انقلابيون در تبعيت از رهبر و مراد خويش، امام خميني (ره) در مجاهدتي خستگي‌ناپذير بود تا آنكه در دوازدهم ارديبهشت‌ماه سال 1358 توسط منافقان كوردل و نهروانيان زمانه خون پاكش را در اين مسير نوراني فداي انقلاب و راه امام و شهيدان كرد تا اين روز به عنوان روز معلم نامگذاري شود. عنوان مقدس معلمي برگرفته از اوصاف خداوند متعال است. قرآن كريم مي‌فرمايد: «علم‌الانسان ما لم يعلم» خداوند متعال به انسان آنچه را نمي‌دانست ياد داد.(علق-5)

همچنين آيات قرآن كريم مهم‌ترين ويژگي انبياء الهي را تعليم مردم بيان كرده و آن گراميان را به عنوان معلمان بشر مي‌شناساند و مي‌فرمايد:

«لقد من‌الله علي‌المومنين اذ بعث فيهم رسولاً من انفسهم يتلوا عليهم آياته و يزكيهم و يعلمهم الكتاب و الحكمه و ان كانوا من قبل لفي ضلال مبين (آل عمران-164)

خداوند بر مؤمنان منت نهاد، هنگامي كه در ميان آن‌ها پيامبري از خودشان برانگيخت كه آيات او را بر آن‌ها بخواند و آن‌ها را پاك كند و برايشان كتاب و حكمت بياموزد هرچند پيش از آن، در گمراهي آشكاري بودند.

ارزش و مقام معلم:

در عظمت و منزلت و مقام معلم همين كافي است كه بزرگ‌ترين معلم جهان بشريت حضرت رسول خاتم(ص) به اين ويژگي خود افتخار مي‌كرد. آن بزرگوار زماني كه با دو گروه در مسجد مواجه شد كه گروه اول عبادت مي‌كردند و گروه دوم به آموزش علم مشغول بودند، گروه دوم را افضل دانست و فرمود: «انما بعثت معلما: همانا كه من به عنوان معلم انسان‌ها مبعوث شده‌ام.

در مقام پاسداشت از تلاش‌هاي معلمان سخني بالاتر و زيباتر از كلام مولاي متقيان حضرت علي(ع) نمي‌توان يافت كه فرمود: «من علمني حرفا فقد صيرني عبدا» كسي كه به من يك حرف بياموزد، مرا بنده خودكرده است. البته اين شرافت و فضيلت براي معلم زماني ارزشمند است كه بتواند‌ شأن خداوند و پيامبران را در وجود خود محقق سازد و پيوند انسان به هدف متعال خلقت يعني عبادت را برقرار سازد. لذا در اين توصيف، شهيد مرتضي مطهري يكي از آن معلمان راستين است كه اولاً با نگاه تركيبي به همه معارف بشري نظر مي‌كند و ثانياً تمامي تلاش‌هاي علمي و عملي را مقدمه‌اي براي عبادت مي‌داند و در اين راه به مرحله سوم دينداري راه مي‌يابد و با شهادت، عبادت عملي و علمي خود را كامل مي‌سازد. تا آنجا كه معمار انقلاب اسلامي كه خود معلمي بزرگ است همه آثارش را مفيد مي‌داند و بهره‌برداري از آن‌ها را سفارش مي‌كند.

معلمي برتر از شهادت:

حضرت امام جعفر صادق(ع) مي‌فرمايند: «هنگامي كه روز قيامت شود، خداوند تمام انسان‌ها را جمع مي‌كند و چون ترازوي اعمال نهاده شد و خون شهيدان را با مركب عالمان و معلمان بسنجند، ارزش مركب آنان بر خون شهيدان فزوني خواهد داشت. اين ارزش بدان جهت است كه شهيدان در سايه علم و تربيت معلمان و تعليم شايسته آنان به خدا راه يافته و لياقت شهادت نصيبشان شده‌ است. در اين مسير بزرگاني گام نهاده‌اند كه نامشان بر تارك زمان مي‌درخشد. علامه شهيد استاد مرتضي مطهري(ره) از همين طايفه مقدس است كه در سنگر تعليم و تعلم به قله رفيع شهادت نيز دست يافت كه پير  جماران در غم فراق او چنين گفت:

شهيد بزرگوار و متفكر و فيلسوف و فقيه عالي مقام مرحوم آقاي حاج شيخ مرتضي مطهري(قدس سره) كه در اسلام‌شناسي و فنون مختلفه اسلام و قرآن كريم كم‌نظير بود در عمر كوتاه خود اثرات جاويدي به يادگار گذاشت كه پرتوي از وجدان بيدار و روح سرشار از عشق به مكتب بود. او با قلمي روان و فكري توانا در تحليل مسائل اسلامي و توضيح حقايق فلسفي با زبان مردم و بي‌‌قلق و اضطراب به تعليم و تربيت جامعه پرداخت. آثار قلم و زبان او بي استثناء آموزنده و روان‌بخش است و...

ويژگي‌هاي معلم شهيد:

نخستين ويژگي استاد شهيد مبارزه سرسختانه با كجروي‌ها و انحرافات بود كه پس از حضرت امام(ره) انحراف و سقوط منافقين را در پيش از انقلاب اسلامي پيش‌بيني كرده بود.

ويژگي دوم مطهري، آشنايي عميق او با علوم و فنون مختلف اسلام و قرآن كريم بود. او در اين وادي، كم‌نظير بود هنر مطهري بيان پيچيده‌ترين علوم و فنون اسلامي به زباني ساده، اما در عين حال پخته و استوار است. امروز كه آثار او را مي‌خوانيم، گويي حرف‌ سالهاي دور استاد شهيد مطهري همين امروز مصداق دارد و همين امروز نياز جوان‌هاي ماست.

ويژگي سوم استاد شهيد، طهارت روح و قوت ايمان و قدرت بيان كم‌نظير او بود. مطهري همان كسي است كه با دو بال علم و ايمان در سرتاسر عمر خود حركت كرد و هيچ‌گاه از مسير منحرف نشد.

ويژگي چهارم، شهادت بزرگ مرداني چون مطهري همچون زنده بودنشان خود حيات آفرين است.

ويژگي پنجم استاد فرزانه اين است كه با ترور شخصيت‌هاي مبارزي چون او، اسلام تأييد مي‌شود. نهضت زنده مي‌شود و زندگي از سر گرفته خواهد شد. او موجي آفريد كه حيات را معنا بخشيد. مطهري منشأ خدمات بزرگي در عرصه‌هاي حيات علمي و اجتماعي بود. به لحاظ علمي، انديشه‌ها و ايدئولوژي اسلامي را در طول حيات پربركتش، از طريق درس و سخنراني و تأليف كتاب ارائه داد و به لحاظ اجتماعي در مبارزه با انديشه‌هاي انحرافي سرسختانه عمل كرد.

ويژگي ششم معلم شهيد: حضرت امام خميني (ره) آثار قلم و زبان استاد شهيد را بي‌استثناء آموزنده و روانبخش مي‌دانند و موعظه و نصايح او را كه از قلبي سرشار از ايمان و عقيده نشأت گرفته براي عارف و عامي سودمند مي‌خوانند.

ويژگي هفتم استاد فرزانه: مبارزات جانانه او با كمونيست‌ها و منافقين، هنوز هم قوي‌ترين منابع مبارزاتي ما قلمداد مي‌شود.

ويژگي هشتم استاد شهيد خطرآفريني مطهري است. آنچه كه هميشه ما را تهديد مي‌كند توطئه‌هاي است كه دشمن طراحي مي‌كند. انديشه‌هاي استاد شهيد مطهري هم براي دشمنان اسلام خطرآفرين است. امام بزرگوار به اين مهم‌ توجه دارند و هشدار مي‌دهند «من به دانشجويان و طبقه روشنفكران متعهد توصيه مي‌كنم كه كتاب‌هاي اين استاد عزيز را نگذارند با دسيسه‌هاي غيراسلامي فراموش شود.

اي معلم شهيد:

در ايام و لحظاتي شهادت تو را پاس مي‌داريم كه بيش از همه وقت با عنايت به تهاجم فرهنگي دشمنان فقدانت را با تمام وجود احساس مي‌كنيم. جاي تو را اي معلم شهيد در تمامي محافل، مجالس، در دانشگاه و حوزه خالي مي‌بينيم، گرچه رفته‌اي، ولي ماندگارتريني، گرچه خاموشي، اما روشن‌ترين فريادي، گرچه غايبي لكن آشكارترين حضوري.

اي درد آشنا، اي زمان‌شناس، اي فرزند زمان، تو كه معلم و مؤلف كتاب «انسان كامل» بودي، به راستي خود متجلي يك انسان كامل بودي، از ذات وجودت تكامل تراوش مي‌نمود و تو براي همه بودي و همگان را سيراب كردي.

بچه‌هايمان «داستان راستان» تو را مي‌خوانند و لذت مي‌برند. خواهرانمان «مسئله حجاب» و «حقوق زن» را مطالعه كرده و ارزش انساني زن مسلمان را درمي‌يابند.

عارفان با تو در گلشن مطهر «نهج‌البلاغه» سير مي‌كنند. علي شناسان كتاب «جاذبه‌ و دافعه علي» را مي‌خوانند و جوانان ما نيز به «جهان‌بيني توحيدي» و «توحيد» و «نبوت» و «معاد» و «انسان و ايمان» و «انسان و سرنوشت» و... مي‌نگرند و درس مي‌آموزند.

وقتي ديدگان ما به «جهان‌بيني توحيدي» تو افتاد و دريچه «انسان و ايمان» را به رويمان گشودي و چهره «انسان در قرآن» را به ما نماياندي از «وحي و نبوت» تو توشه‌ها برگرفتيم و پروازكنان به سوي «زندگي جاويد» شتافتيم و زمينه‌ساز «قيام و انقلاب مهدي(عج)» شديم و «شهيد» داديم تا اسلام باقي بماند.

 اي مطهري، اي معلم شهيد تو به تنهايي «جماعت» بودي و به تنهايي يك «امت». در حياتت با منطق، دشمنان اسلام را رسوا نمودي و در شهادتت با خون چهره كريه‌شان را رسوا ساختي و سرخي خونت نهال اسلام را شاداب‌تر و سبزتر نمود.

شهادتت مبارك باد.

 

منابع:

1-    قرآن كريم

2-    پيام امام خميني(ره) به مناسبت شهادت استاد مطهري

3-    مشعل هدايت/ ويژه روز معلم

4-    جامع‌السعادات ج3 ص112

5-    سنن دارمي ج1 ص 99

6-    زندگي‌نامه‌ استاد شهيد مطهري

7-    روزها و رويدادها/ نشر رامين

8-    ويژگي‌هاي معلم اثربخش و موفق. سايت مفيد

منبعhttp://old.ido.ir/a.aspx?a=1388021201

 

[ چهارشنبه نهم اردیبهشت ۱۳۹۴ ] [ 1:58 ] [ حسین غلام نژاد سراجی ]

[ ]

زندگینامه شهید مطهری
استاد شهید آیت الله مطهری در ۱۳ بهمن ۱۲۹۸ هجری شمسی در فریمان واقع در ۷۵ کیلومتری شهر مقدس مشهد در یک خانواده اصیل روحانی چشم به جهان می گشاید. پس از طی دوران طفولیت به مکتبخانه رفته و به فراگیری دروس ابتدایی می پردازد.

 

 

در سن دوازده سالگی به حوزه علمیه مشهد عزیمت نموده و به تحصیل مقدمات علوم اسلامی اشتغال می ورزد. در سال ۱۳۱۶ علیرغم مبارزه شدید رضاخان با روحانیت و علیرغم مخالفت دوستان و نزدیکان، برای تکمیل تحصیلات خود عازم حوزه علمیه قم می شود در حالی که به تازگی موسس گرانقدر آن آیت الله العظمی حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی دیده از جهان فروبسته و ریاست حوزه را سه تن از مدرسان بزرگ آن آیات عظام سید محمد حجت، سید صدرالدین صدر و سید محمد تقی خوانساری به عهد گرفته اند

در دوره اقامت پانزده ساله خود در قم از محضر مرحوم آیت الله العظمی بروجردی (در فقه و اصول) و حضرت امام خمینی ( به مدت ۱۲سال در فلسفه ملاصدرا و عرفان و اخلاق و اصول) و مرحوم علامه سید محمد حسین طباطبائی (در فلسفه : الهیات شفای بوعلی و دروس دیگر) بهره می گیرد. قبل از هجرت آیت الله العظمی بروجردی به قم نیز استاد شهید گاهی به بروجرد می رفته و از محضر ایشان استفاده می کرده است. مولف شهید مدتی نیز از محضر مرحوم آیت الله حاج میرزا علی آقا شیرازی در اخلاق و عرفان بهره های معنوی فراوان برده است. از اساتید دیگر استاد مطهری می توان از مرحوم آیت الله سید محمد حجت ( در اصول) و مرحوم آیت الله سید محمد محقق داماد (در فقه) نام برد. وی در مدت اقامت خود در قم علاوه بر تحصیل علم، در امور اجتماعی و سیاسی نیز مشارکت داشته و از جمله با فدائیان اسلام در ارتباط بوده است. در سال ۱۳۳۱ در حالی که از مدرسین معروف و ازامیدهای آینده حوزه به شمار می رود به تهران مهاجرت می کند.

 

 

 

در تهران به تدریس در مدرسه مروی و تألیف و سخنرانیهای تحقیقی می پردازد. در سال ۱۳۳۴ اولین جلسه تفسیر انجمن اسلامی دانشجویان توسط استاد مطهری تشکیل می گردد. در همان سال تدریس خود در دانشکده الهیات و معارف اسلامی دانشگاه تهران را آغازمی کند. در سالهای ۱۳۳۷ و ۱۳۳۸ که انجمن اسلامی پزشکان تشکیل می شود .استاد مطهری از سخنرانان اصلی این انجمن است و درطول سالهای ۱۳۴۰ تا ۱۳۵۰ سخنران منحصر به فرد این انجمن می باشد که بحثهای مهمی از ایشان به یادگار مانده است. کنار امام بوده است به طوری که می توان سازماندهی قیام پانزده خرداد در تهران و هماهنگی آن با رهبری امام را مرهون تلاشهای او و یارانش دانست. در ساعت ۱ بعد از نیمه شب روز چهارشنبه پانزده خرداد ۱۳۴۲ به دنبال یک سخنرانی مهیج علیه شخص شاه به وسیله پلیس دستگیر شده و به زندان موقت شهربانی منتقل می شود و به همراه تعدادی از روحانیون تهران زندانی می گردد. پس از ۴۳ روز بهدنبال مهاجرت علمای شهرستانها به تهران و فشار مردم، به همراه سایر روحانیون از زندان آزاد می شود. 

پس از تشکیل هیئتهای موتلفه اسلامی، استاد مطهری از سوی امام خمینی همراه چند تن دیگر از شخصیتهای روحانی عهده دار رهبری این هیئتها می گردد. پس از ترور حسنعلی منصور نخست وزیر وقت توسط شهید محمد بخارایی کادر رهبری هیئتهای موتلفه شناسایی و دستگیر می شود ولی از آنجا که قاضی یی که پرونده این گروه تحت نظر او بود مدتی در قم نزد استاد تحصیل کرده بود به ایشان پیغام می فرستد که حق استادی را به جا آوردم و بدین ترتیب استاد شهید از مهلکه جان سالم بدر می برد. سنگینتر می شود. در این زمان وی به تألیف کتاب در موضوعات مورد نیاز جامعه و ایراد سخنرانی در دانشگاهها، انجمن اسلامی کردن محتوای نهضت اسلامی پزشکان، مسجد هدایت، مسجد جامع نارمک و غیره ادامه می دهد.

 

به طور کلی استاد شهید که به یک نهضت اسلامی معتقد بود نه به هر نهضتی، برای اسلامی کردن محتوای نهضت تلاشهای ایدئولوژیکبسیاری نمود و با اقدام به تأسیس حسینیه ارشاد نمود و با کجرویها و انحرافات مبارزه سرسختانه کرد. در سال ۱۳۴۶ به کمک چند تن از دوستان اقدام به تأسیس حسینیه ارشاد نمود به طوری که می توان او را بنیانگذار آن موسسه دانست. ولی پس از مدتی به علت تکروی و کارهای خودسرانه و بدون مشورت یکی از اعضای هیئت مدیره و ممانعت او از اجرای طرحهای استاد و از جمله ایجاد یک شورایروحانی که کارهای علمی و تبلیغی حسینیه زیر نظر آن شورا باشد سرانجام در سال ۱۳۴۹ علیرغم زحمات زیادی که برای آن موسسه کشیده بود و علیرغم امید زیادی که به آینده آن بسته بود در حالی که در آن چند سال خون دل زیادی خورده بود از عضویت هیئت مدیره آن موسسه استعفا داد و آن را ترک گفت.در سال ۱۳۴۸ به خاطر صدور اعلامیه ای با امضای ایشان و حضرت علامه طباطبایی و آِیت الله حاج سید ابوالفضل مجتهد زنجانی مبنی بر جمع اعانه برای کمک به آوارگان فلسطینی و اعلام آن طی یک سخنرانی در حسینیه ارشاد دستگیر شد و مدت کوتاهی در زندان تکسلولی به سربرد. از سال ۱۳۴۹ تا ۱۳۵۱ برنامه های تبلیغی مسجدالجواد را زیر نظر داشت و غالباً خود سخنران اصلی بود تا اینکه آن مسجد و به دنبال آن حسینیه ارشاد تعطیل گردید و بار دیگر استاد مطهری دستگیر و مدتی در بازداشت قرار گرفت. پس از آن استاد شهیدسخنرانیهای خود را در مسجد جاوید و مسجد ارک و غیره ایراد می کرد. بعد از مدتی مسجد جاوید نیز تعطیل گردید. در حدود سال ۱۳۵۳ ممنوع المنبر گردید و این ممنوعیت تا پیروزی انقلاب اسلامی ادامه داشت. اما مهمترین خدمات استاد مطهری در طول حیات پر برکتشارائه ایدئولوژی اصیل اسلامی از طریق درس و سخنرانی و تألیف کتاب است. این امر خصوصاً در سالهای ۱۳۵۱ تا ۱۳۵۷ به خاطر افزایش تبلیغات گروههای چپ و پدید آمدن گروههای مسلمان چپ زده و ظهور پدیده التقاط به اوج خود می رسد. گذشته از حضرت امام، استاد مطهری اولین شخصیتی است که به خطر سران سازمان موسوم به « مجاهدین خلق ایران » پی می برد و دیگران را از همکاری با این سازمان باز می دارد و حتی تغییر ایدئولوژی آنها را پیش بینی می نماید. در این سالها استاد شهید به توصیه حضرت امام مبنی بر تدریسدر حوزه علمی قم هفته ای دو روز به قم عزیمت نموده و درسهای مهمی در آن حوزه القا می نماید و همزمان در تهران نیز درسهایی در منزل وغیره تدریس می کند. در سال ۱۳۵۵ به دنبال یک درگیری با یک استاد کمونیست دانشکده الهیات! زودتر از موعد مقرر بازنشسته می شود. همچنین در این سالها استاد شهید با همکاری تنی چند از شخصیتهای روحانی، «جامعه روحانیت مبارز تهران » را بنیان می گذارد بدان امید که روحانیت شهرستانها نیز به تدریج چنین سازمانی پیدا کند.

گرچه ارتباط استاد مطهری با امام خمینی پس از تبعید ایشان از ایران به وسیله نامه و غیره استمرار داشته است ولی در سال ۱۳۵موفق گردید مسافرتی به نجف اشرف نموده و ضمن دیدار با امام خمینی درباره مسائل مهم نهضت و حوزه های علمیه با ایشان مشورت نماید. پس از شهادت آیت الله سید مصطفی خمینی و آغاز دوره جدید نهضت اسلامی، استاد مطهری به طور تمام وقت درخدمت نهضت قرار می گیرد و در تمام مراحل آن نقشی اساسی ایفا می نماید. در دوران اقامت حضرت امام در پاریس، سفری به آن دیار نموده و در مورد 

مسائل مهم انقلاب با ایشان گفتگو می کند و در همین سفر امام خمینی ایشان را مسؤول تشکیل شورای انقلاب اسلامی می نماید. هنگام بازگشت امام خمینی به ایران مسؤولیت کمیته استقبال از امام را شخصاً به عهده می گیرد و تا پیروزی انقلاب اسلامی و پس از آن همواره در کنار رهبر عظیم الشأن انقلاب اسلامی و مشاوری دلسوز و مورد اعتماد برای ایشان بود تا اینکه در ساعت بیست و دو و بیستدقیقه سه شنبه یازدهم اردیبهشت ماه سال ۱۳۵۸ در تاریکی شب در حالی که از یکی از جلسات فکری سیاسی بیرون آمده بود یا گلوله گروه نادان و جنایتکار فرقان که به مغزش اصابت نمود به شهادت می رسد و امام و امت اسلام در حالی که امیدها به آن بزرگمرد بسته بودند در ماتمی عظیم فرو می روند. سلام و درود خدا بر روح پاک و مطهرش.

 

[ سه شنبه هشتم اردیبهشت ۱۳۹۴ ] [ 19:45 ] [ حسین غلام نژاد سراجی ]

[ ]

تصاویرویژه ازاستادمطهری
 شهید مرتضی مطهری 
 شهید مرتضی مطهری 
 شهید مرتضی مطهری 
 شهید مرتضی مطهری 
 شهید مرتضی مطهری 
 شهید مرتضی مطهری 
 شهید مرتضی مطهری 
 شهید مرتضی مطهری 
 شهید مرتضی مطهری 
 شهید مرتضی مطهری 
 شهید مرتضی مطهری 
 شهید مرتضی مطهری 
 شهید مرتضی مطهری 
 شهید مرتضی مطهری 
 شهید مرتضی مطهری 
 شهید مرتضی مطهری 
 شهید مرتضی مطهری 
 شهید مرتضی مطهری 
 شهید مرتضی مطهری 
 شهید مرتضی مطهری 

 ::: صفحه اصلی ::: تصاویر ویژه ::: Screensaver ::: 

[ دوشنبه هفتم اردیبهشت ۱۳۹۴ ] [ 16:29 ] [ حسین غلام نژاد سراجی ]

[ ]

استاد در آیینه نگاه دیگران

 

شهید مطهری

از نگاه مادر

«در زمانی كه استاد مطهری را هفت ماهه حامله بودم، در خواب دیدم كه در مسجد «فریمان» نشسته‌ام. یك دفعه دیدم كه خانم بسیار محترم و مقدسی، با مقنعه وارد شدند و دو خانم دیگر دنبال ایشان می‌آمدند. در حالی كه گلاب پاشهایی را در دست داشتند. آن خانم مجللی كه جلوی آن دو خانم بودند به آنان گفتند: «گلاب بریزید.»؛ و آنان روی سر تمام خانم‌ها، گلاب پاشیدند. وقتی به من رسیدند، سه دفعه روی سر من گلاب ریختند. ترس، مرا فرا گرفت كه نكند در‌امور دینی و مذهبی‌ام كوتاهی كرده باشم. ناگزیر مجبور به سؤال كردن شدم. از آن خانم پرسیدم: چرا روی من سه دفعه گلاب پاشیدند؟ ایشان در جواب گفتند: به خاطر آن جنینی كه در رحم شما است. این بچه، به اسلام، خدمت‌های بزرگی خواهد كرد.(1)

علامه طباطبایی:

یك هوش فراوانی هم داشت و هر چه می‌گفتم، هدر نمی‌رفت. مطمئن بودم كه هدر نمی‌رود. این عبارت، عبارت خوبی نیست: بنده وقتی كه ایشان به درسم می‌آمدند، حالت رقص پیدا می‌كردم؛ (حالت) شوق و شعف، به جهت اینكه انسان می‌داند هر چه بگوید هدر نمی‌رود و محفوظ است.

از نگاه همسر

در مدت 29 سال زندگی با ایشان، همیشه با یك حالت تواضع و آرامش با من رفتار می‌كردند. با صدای متین و چهره خندان، به طوری كه من با یك ارادت خاصی كار می‌كردم و علاقه شدید ایشان به من و محبتهایی كه می‌كردند، به من در انجام كارهای منزل رغبت عجیبی می‏بخشید.

تا كسی با ایشان برخورد نداشت، اخلاق ایشان را درك نمی‌كرد. او مراد و خانواده مرید ایشان بودند. او معنویتی از خود باقی گذاشت و رفت. عجیب تیزبین و دوراندیش بودند. به طوری كه آنچه ما در آئینه نمی‌دیدیم، او در خشت خام می‌دید. تقوای عجیبی داشت؛ در مدت 29 سال زندگی كه با ایشان داشتم، حتی نیم ساعت بی‏وضو نبودند. همیشه می‌گفت با وضو باشید، وضوی دائمی خوب است.

مناجات‌های شبانه و نمازهای شب ایشان، حالت عجیبی داشت؛ خدا را شكر می‌كنم بعد از مطهری زحمت تربیت بچه‌ها را ندارم. چون این قدر با تقوا هستند كه اصلاً زحمتی برای تربیت آنها ندارم.(3)

استاد از نگاه خانواده و بستگان

الف) به طبیعت علاقة وافر داشت و گاه ساعت‌ها در نقاط با صفا می‌نشست و تفكر می‌كرد.

ب) شبها قبل از خواب حدود بیست دقیقه قرآن می‌خواند.

ج) نسبت به فرائض فرزندان نظارت دقیق داشت.

د) به فقرا و مستمندان كمك می‌كرد؛ به طوری كه برخی موارد آن بعد از شهادتش آشكار شد.

ر) در برخورد با انحرافات فكری، از جوّ حاكم بر اجتماع واهمه‌ای نداشت. جو ناسالم را می‌شكست؛ و گاه با دوستان نزدیك خود نیز مخالفت می‌كرد.

ز) از جوانی علاقة وافری به شهادت داشت و به افراد می‌سپرد تا در این باره برایش دعا كنند.

و) از شهرت و مرید پروری گریزان بود.

ه‍( برای پدر و مادر و نیز اساتید خویش احترام وصف‌ناپذیری قائل بود.

ی) بسیار متین و پر هیبت بود؛ و در عین حال در موارد لزوم مزّْاح و نكته‌پرداز بود.(3)

از نگاه اساتید

علامه طباطبایی(ره)

علاوه بر مسألة تقوا و انسانیت و جهات اخلاقی كه انصافاً داشت، یك هوش فراوانی هم داشت و هر چه می‌گفتم، هدر نمی‌رفت. مطمئن بودم كه هدر نمی‌رود. این عبارت، عبارت خوبی نیست: بنده وقتی كه ایشان به درسم می‌آمدند، حالت رقص پیدا می‌كردم؛ (حالت) شوق و شعف. به جهت اینكه انسان می‌داند هر چه بگوید هدر نمی‌رود و محفوظ است.(4)

امام خمینی(ره)

آثار قلم و زبان او بی استثنا آموزنده و روان بخش است و مواعظ و نصایح او كه از قلبی سرشار از ‏ایمان و عقیدت نشات می گرفت ، برای عارف و عامی سودمند و فرح زا است . ‏

من فرزند بسیار عزیزی را از دست داده ام و در سوگ او نشستم كه از شخصیت هایی بود كه حاصل ‏عمرم محسوب می شد

استاد می‌گوید: علت انكار و اعراض بسیاری از افراد تحصیلكرده، این است كه مفاهیم مذهبی و دینی را به طرز صحیحی به آنان تعلیم نداده‌اند. در واقع آنچه آنان انكار می‌كنند، مفهوم واقعی خدا و دین نیست. بلكه چیز دیگری است. باید كوشید تا اصول و مبانی مذهبی، به صورت صحیح و واقعی خود به افراد تعلیم داده شود

از نگاه شاگردان

حجت الاسلام محدثی

انسان مؤدب و متواضعی بودند. «بنده كه طلبة ناقابلی بودم، هر بار در فریمان خدمت ایشان بودم، ایشان دو زانو می‌نشستند و خیلی با دقت به حرفهایم گوش می‌دادند.»

حجت الاسلام فاكر

حرف شاگرد را می‌شنید و به او اجازه عقده گشایی می‌داد، اگر وقت نبود، بعد از درس می‌نشست و گوش می‌كرد. این خصیصه در مقام تحقیق، بیشتر از مقام تدریس ایشان نقش داشت.

حجت الاسلام شریعتمداری

برخورد خشونت‌آمیز نداشت، برای رفع اشكال، سعی می‌كردند بیان خود را محكم كنند. نه اینكه با ادای كلمات خشن و احیاناً توهین‏آمیز، طرف مقابل را ساكت نمایند.

از نگاه دوستان

مقام معظم رهبری

ایشان همیشه، وقت خواب مقید بودند به خواندن قرآن. نیمه شب صدای ایشان را می‌شنیدم كه در هنگام تهجد و خواندن نماز شب گریه می‌كردند.

اتاق خود ایشان هم یك وضعیت خاصی داشت، كه مشخص می‌كرد توجهات ایشان را.

یك الله بود كه با نئون سبز، یا با این شب نماها نوشته شده بود و فقط در شب و تاریكی جلوه داشت و مشخص می‌كرد كه استاد همان نیمه شب‌ها كه مشغول ذكر خدا هستند، ذهنشان هم به یاد خداست، می‌خواهند از هم? حواس خود نیز استفاده كنند، تا یاد خدا را هر چه بیشتر در خودشان زنده كنند.(5)

شهید باهنر

یادم نمی رود یک کتابی را ایشان شنیده بوده که این کتاب منتشر شده (من اسم آن کتاب را نیم برم چون ترویج از یک کتاب باطل است) ایشان می گفت که این کتاب را از هر جا که هست برای من پیدا کنید ما مامور شدیم برای اینکه بگردیم و این کتاب را پیدا کنیم. گشتیم و بالاخره یک نسخه پیدا کردیم آن نسخه ای که به دست ما رسید منحصر به فرد بود، 400 صفحه بود. من با زحمت زیادی دو نسخه فتوکپی از آن گرفتم و یک نسخه خدمت ایشان بردم و یک نسخه پیش خود من ماند. شاید بیست روز بیشتر نگذشت، ایشان فرمودند با این کتاب چه کردی؟ گفتم : من هنوز گذاشته ام ان شاء الله وقت کنم مطالعه کنم. بعد دیدم ایشان تمام این کتاب را خوانده فصل به فصلش را تحلیل کرده، نقطه های ضعفش را درآورده و در حدود سیصد و پنجاه مورد علیه اسلام به نام اسلام نوشته شده بود یعنی کتابی که به عنوان یک بحث تاریخی درباره اسلام بود و دقیقا می خواست بگوید این کتاب کتاب اسلامی است بیش از سیصد مورد ایشان در این کتابی که به نام اسلام نوشته شده بود بر علیه اسلام مطلب داشت، نقد کردند و این هوشیاری و این حضور همیشه در صحنه علمی و دفاع فکری از اسلام، بسیار محترم است.(6)

شهید مفتح

در آن اوج مبارزات به من می‌فرمود به خدا اگر امام و رهبر ما پیروز بشود هیچ پستی من نمی‌خواهم هیچ مقامی نمی‌خواهم، برای من همین زندگی که الان دارم، کتابخانه‌ام برای من بهترین لذت است من همین را می‌خواهم که بنشینم و کتاب بنویسیم، بنشینم و تحقیق کنم، بنشیم از اسلام عزیز دفاع کنم، این هدف من است بنابراین، این کوشش و این تلاش، ارزش شخصی برای من نیست و دیدیم راست می‌گفت و پس از پیروزی با اینکه در سطح بسیار بالایی قرار داشت (ما اگر یک مطلبی را می‌خواستیم خدمت امام بگوییم همه دوستان ما فکر می‌کردند تنها فردی که امکان دارد با امام صریح صحبت کند و امام علاقه به او دارد و او را می‌پذیرد فورا می‌گفتیم برویم خانه آقای مطهری به آقای مطهری بگوییم ایشان خدمت امام عرض کنند چون می‌دانستیم امام به ایشان علاقه دارد)

می‌گفت  برای من منصب و مقام مهم نیست جز همین که مشغول تحقیق و مشغول نوشتن کتاب و مقالات باشم.(7)

دكتر حداد عادل

به اندازه سه برابر یك استاد رسمی دانشگاه تدریس می‌كردند.

شهید آیت‌الله قدوسی

كثرت مطالعه ایشان همه ما را به اعجاب می‌آورد به تعبیر خودش، خود را زندانی كرده بود، گاه می‌شد یك هفته از منزل بیرون نمی‌آمد و اگر كاری در پیش نبود و دیگران مانع نمی‌شدند، تمام وقت خود را وقف نوشتن و تحقیق می‌كرد.

آیت الله سبحانی

از استاد سؤال شد كه شما چقدر مطالعه و تحقیق می‌كنید. استاد در پاسخ گفتند: در حد مرگ.

علی تاج‌الدینی

به استادان خود بسیار احترام می‌گذاشتند و در دانشگاه نیز با همكاران بسیار خوب رفتار می‌كردند و حتی با آنان كه معلوم بود با ایشان دشمنی دارند، احترام می‌گذاشتند.

استاد می‌گوید: علت انكار و اعراض بسیاری از افراد تحصیلكرده، این است كه مفاهیم مذهبی و دینی را به طرز صحیحی به آنان تعلیم نداده‌اند. در واقع آنچه آنان انكار می‌كنند، مفهوم واقعی خدا و دین نیست. بلكه چیز دیگری است. باید كوشید تا اصول و مبانی مذهبی، به صورت صحیح و واقعی خود به افراد تعلیم داده شود.(6)

دكتر جلال‌الدین مجتبوی

راه و روش فكری و ویژگی‌های فعالیت‌های علمی استاد چنین بود:

1. كنجكاوی و تحقیق و مطالعه دقیق و وسیع در مسائل اجتماعی و اعتقادی مورد اعتنا، و ابتلای مردم.

2. حفظ ‌امانت در نقل و بیان عقاید مخالف.

3. ظرفیت و ‌امادگی برای شنیدن و خواندن همه نظریات و اقوال فلسفی و اجتماعی و دینی.

4. داشتن ابتكار در طرح و حل مشكلات و مسائل اقتصادی و كلامی .... و به كار بردن روش برهانی و حفظ موازین عقلی در اثبات عقاید اصولی اسلام.

شهید آیت‌الله قدوسی

كثرت مطالعه ایشان همه ما را به اعجاب می‌آورد به تعبیر خودش، خود را زندانی كرده بود، گاه می‌شد یك هفته از منزل بیرون نمی‌آمد و اگر كاری در پیش نبود و دیگران مانع نمی‌شدند، تمام وقت خود را وقف نوشتن و تحقیق می‌كرد.

 

5. ساده و قابل فهم ساختن مسائل و مطالب فلسفی و ... .

6. ایمان استوار به یافته‌های اعتقادی خود بر مبنای استدلال.

7. فكری حكیمانه و جامع داشت. علم و تقوا را توأماً می‌خواست. معتقد بود كه انسان با دو بال آگاهی و پاكی می‌تواند پرواز كند و به كمال حقیقت برسد. در عین تعلق خاطر به معنویت، اندیشة مسائل اجتماعی و سیاسی از ذهنش دور نمی‌شد.(7)

 

منابع:

1- (بر فراز اندیشه، ص21)

2- (مصلح بیدار، ج1، ص37)

3- (شیخ شهید،ص56)

4- (مصلح بیدار، ج2،ص278-277)

5- (مصلح بیدار، ج2، ص317-316)

6- (بر فراز اندیشه از ص251 تا ص269)

7- (مصلح بیدار، ج2، ص271-269)

[ دوشنبه هفتم اردیبهشت ۱۳۹۴ ] [ 16:25 ] [ حسین غلام نژاد سراجی ]

[ ]

همسر استاد شهيد:روح بلند شهيد مطهري همواره با ما بوده و هست

ايشان هميشه و به طور دائم با وضو بودند و با وضو هم به شهادت رسيدند. خدا رحمت کند مادرشان بارها گفته بود که ايشان از يازده سالگي هميشه با وضو بوده است. مطهري خود هميشه به ياد خدا بود و به ما هم مي‌گفت: «هميشه و در همه حال چه روز روشن و چه شب تاريک، چه در خلوت و چه در جمع، به ياد خدا باشيد و بدانيد که کسي هميشه ناظر بر اعمال شماست و آن خداي تبارک و تعالي است.‌»

 

به ما توصيه مي‌کردند روزي يک حزب قرآن بخوانيم و آن را به روح حضرت محمد(ص) هديه کنيم و به اين ترتيب هر چهار ماه يک دور قرآن را ختم کنيم و اين را باعث برکت عمر و رستگاري آخرت مي‌دانستند. چيزي که بسيار بر آن تأکيد داشتند اين بود که هر بيست و چهار ساعت يکبار، محاسبه‌اي از نفس‌مان داشته باشيم، چون عمر که مي‌گذرد محال است ديگر برگردد و تکرار شود، پس بايد ببينيم در اين ساعت‌ها چه کرده‌ايم؛ اگر کارها همگي خير و الهي بود که چه بهتر، اما اگر خطايي در اين بيست و چهار ساعت گذشته ما رخ داده مثلاً غيبت کرده‌ايم يا باعث آزار فردي شده‌ايم، ان‌شاءا... فردا و در بيست چهار ساعت بعدي ما، چنين لغزشي نباشد، چرا که خود را محاسبه و ادب کرده‌ايم. به اين ترتيب بر نفس‌مان حاکم مي‌شويم و آن را مهار مي‌کنيم لذا ديگر نفس نمي‌تواند سرکشي کند و پس از مدتي ممارست براين‌کار، کم‌کم به خودسازي مي‌رسيم.

 

مطهري يک انسان بيدار بود، او بيست سال جلوتر از زمان را مي‌ديد، گاهي مي‌خنديد و مي‌گفت: «بله آن‌چه که شما در آينه نمي‌بينيد من در خشت خام مي‌بينم، آينده اين طور مي‌شود... » آيت‌ا... مطهري عجيب بود.

 

روح بلند شهيد مطهري همواره با ما بوده و هست، الان پس از گذشت سي سال از شهادت‌شان ده‌ها بار به خوابمان آمده‌اند، در شرايط مختلف زندگي، وقتي مهمي پيش مي‌آيد، به خوابمان مي‌آيند و راهنمايي‌مان مي‌کنند. من سه پسر و چهار دختر دارم، براي ازدواج تک تک آن‌ها به خوابم مي‌آمدند و نظرشان را مي‌گفتند. نوه‌ها که به دنيا مي‌آيند، خودشان اسم‌شان را در خواب مي‌گذارند، پس از شهادت ايشان خدا به ما شش نوه دختر از دخترها و پسرها عطا کرده، که براي همه آن‌ها، مطهري به خوابمان آمدند و گفتند نام آن‌ها را «فاطمه» بگذاريد، لذا براي مشخص شدن فاطمه‌ها، آن‌ها را با نام مادرانشان مي‌خوانيم.

 

ايشان با وجود مشغله کاري خودشان، هنگامي که من براي ديپلم گرفتن درس مي‌خواندم، خيلي به من کمک مي‌کردند، از من مي‌خواستند سر درسم بنشينم و مي‌گفتند: من غذاي بچه‌ها را مي‌دهم. من فکر مي‌کنم وقت مطهري، برکت الهي داشت، او خيلي پر تلاش و پرکار بود، درس مي‌خواند، درس مي‌داد، براي تک تک فرزندانمان وقت مي‌گذاشت و مسائل تربيتي آن‌ها را به دقت زير نظر داشت، خلاصه هم در جهت رشد معنوي خود کار مي‌کرد و هم از فعاليت‌هاي اجتماعي، سياسي، علمي غافل نبود. او حتي براي تدريس به من هم وقت مي‌گذاشت و دروس حوزوي تا سيوطي را خود به من تعليم دادند. آيت‌ا... مطهري خيلي کم مي‌خوابيد، دو ساعت به اذان صبح بيدار بود، هر شب نماز شب مي‌خواند و با همان وضو نماز صبح را هم مي‌خواند و آماده رفتن براي تدريس به مدرسه و دانشگاه مي‌شد. واقعا صد حيف از فراق وجود پر تلاش او. من بيست و شش سال و چند ماه با ايشان زندگي کردم، در اين مدت يک بار نديدم غيبت کسي را بکند و يا موجب رنجش مسلماني شود.

يادم مي‌آيد زماني که ايشان در دانشکده الهيات درس مي‌دادند، گاهي در برگشت به خانه سه يا چهار جعبه پرتقال ريز يا متوسط مي‌خريدند، يکي را به خانه مي‌آوردند و بقيه را به چند خانواده نيازمند مي‌دادند، ما به ايشان مي‌گفتيم: اين پرتقال‌ها خيلي ريزند و جلوي مهمان خجالت مي‌کشيم. ايشان مي‌گفتند: «من با پول يک پرتقال درشت، چهار پرتقال کوچک خريده‌ام، اگر بزرگ‌ها را خودمان مصرف کنيم و به مردم ندهيم بايد از خدا خجالت بکشيم.‌» او روز و شب در خدمت انسان‌ها بود و براي همه خيرخواهي مي‌کرد.


[ دوشنبه هفتم اردیبهشت ۱۳۹۴ ] [ 16:14 ] [ حسین غلام نژاد سراجی ]

[ ]

کد جمله های شهید مطهری

کد جمله های شهید مطهری